دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

131

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

نظامىشان ، باغ سبزى براى دخالت وى نشان مىداد . تجربه شخصى وى نيز و آشنايىاش با شخصيتهاى شرايط موجود شايان توجه بود و خوب مىدانست كه آنچه در كمين است تا چه مايه خطرناك است ؛ يعنى بايد گفت چگونگى قدرت مردمى را كه در ساحل جيحون زندگى مىكردند مىشناخت ؛ و بخصوص ازبكان را كه به غرب فشار مىآوردند با موفقيتهايى كه در غرب تركستان به دست آورده بودند ، براى شخص وى خطر روزافزونى به حساب مىآمدند . پيش از آنها از اينكه وى در آخر عمرش خود را در رويارويى مستقيم با ازبكان ببيند ، وقايع كمابيش مهمى در مرز سيحون اتفاق افتاد كه يكى از آنها استثنايى بود يعنى لشكركشيهايى كه نيروهاى خراسان عليه سلطان محمود تيمورى راه انداختند كه در حصار حكومت مىكرد . اينها در واقع عمليات بىثمرى بود كه سلطان حسين بايقرا بخصوص در نيمه دوم سلطنت خود در مبارزه با فرزندانش بدانها دست يازيد . در اصل هنوز مشكل و مسأله هميشگى ، قدرتى بود كه شاهزادگان تيمورى از آن برخوردار بودند و در شهرهاى مختلف حكومت مىكردند ؛ در بين آنان وسوسه هميشگى چالش با قدرت مركزى و اختلاف با حاكم عود مىكرد . درويش على برادر عليشير ( به مطالب بعدى رجوع كنيد ) كه محافظ شاهزاده ابراهيم حسين يكى از فرزندان حسين بايقرا بود و در بلخ اقامت داشت ، در اوايل سال 1490 م . عليه حصار توطئه كرد و بعد علنى عليه اين شهر لشكركشى راه انداخت . سالها بعد بديع الزمان فرزند ارشد حسين بايقرا در جريان يك لشكركشى ديگر از حكومت استرآباد بر كنار و به بلخ منصوب شد ؛ و وقتى كه فرزندش محمد مؤمن ( كه در استرآباد به جا گذاشته بود ) به عنوان حاكم آنجا منصوب شد ، دست به طغيان زد . بديع الزمان در جنگى شكست خورد و از بخت بد او فرزند وى كه در نتيجه طغيانى در هرات محبوس بود ، در همان زمان به قتل رسيد ؛ گو اينكه قتل او هيچ ارتباطى با شكست پدرش نداشت . سازش برقرار شد ، ولى اين طغيان آخرين طغيان او نبود و در سال 1499 م . هرات را به محاصره كشيد . فرزندان ديگر نيز عليه حاكم سالخورده شوريدند . در نتيجه ، فرصتهاى گوناگونى براى عمليات نظامى فراهم آمد ، ولى هيچ يك از اين شورشها آن مايه جدى نبودند كه دولت را به خطر بيندازند . در خصوص شخصيتهاى ترك‌زبان و فارسىزبان دربار امپراتورى حسين بايقرا كه در امر مملكتدارى به آنان متكى بود ، اطلاعات مفصلى ( حتى كمتر از تفصيلات دسيسه‌هاى دربارى ) در دست است . در ميان اين شخصيتها يك شخصيت برجسته‌تر از ديگران بود و در تاريخ سياسى و فكرى اين دوره از افراد ممتاز و مشخص به شمار مىرفت . اين شخص عليشير نوائى ( متولد 844 / 1441 ) بود كه حتى در عنفوان جوانى حسين بايقرا از وابستگان نزديك او محسوب مىشد . عليشير تركى بود كه در هرات متولد شده بود و در اقامتگاههاى سلطان احمد در سال 873 / 1469